فيلم سينمايي جنگ کودکانه

جنگ کودکانه داستان مظلوميت و اسارت مردمي است که استکبار شيطاني در دو غالب آن يعني صدام و آمريکا تجربه مي کنند ، پسر بچه اين داستان به دنبال برادر خود به اردوگاههاي ايران آمده و پس از طي ماجراهايي به عراق باز مي گرداند .

فيلم سينمايي انتظار

دختری پاک و نجیب که خداوند متعال به آن دختر به دلیل مبارزه با نفس در شرایظ خاص ، عنایت نموده، واو را به درجات معنوی رسانده و در وجود او قدرت شفابخشی نهاده است که در این مسیر دچار مشکلاتی می شود که سیراین داستان را تشکیل می دهد .

                                   فیلم سینمایی سینه سرخ  


فیلم سینمایی سینه سرخ پس از گذشت چهل روز تصویر برداری اکنون به پایان مرحله تدوین رسید .

این فیلم با نگاه کودکانه و زیبا مسائل و معضلات را تحلیل کرده و تلاش میکند تا پاکی و صفای کودکانه را راهگشای امروز معرفی نماید بازگشت خردمندانه به ارزشهای دوران کودکی دسمایه محتوای این اثر است .

تولید فیلم کوتاه داستانی آخرین نامه از مجموعه لبخند خدا به پایان رسید


تولید فیلم کوتاه داستانی آخرین نامه از مجموعه لبخند خدا به کارگردانی مسعود اطیابی پس از یکماه فیلم برداری و تدوین به پایان رسید .
و ماجرای این داستان : محمد تقی پسر دبیرستانی دل در گرو شیرین دختر همسایه دارد که ...

تولید فیلم کوتاه داستانی قریب از مجموعه لبخند خدا به پایان رسید


تولید فیلم کوتاه داستانی قریب از مجموعه لبخند خدا به کارگردانی علیرضا اسحاقی پس از یکماه نیم تصویربرداری و تدوین به پایان رسید .

و ماجرای این داستان : مختار که اهل خراسان است فرزندی به نام جواد دارد که چشمانش بسیار کم سو شده است و ...

                                              اپیزود اول:بغض کوه                                

ارمیا که اعتقادی به امامزاده "سیدآقا" ندارد دو نوزاد خود را در بدو تولد از دست می دهد اما فرزند سوم او "یحیی" به دنیا آمده و لی بیمار می شود. ارمیا به واسطه اصرار همسرش" ساره"و برای شفای فرزند خود با اکراه راهی امامزاده می شود که در بین راه...

اپیزود دوم: ماه جبین

عیسی 12 ساله در کنار پیرمردی که خادم امامزاده "سیدآقا" است زندگی می کند در کنار سختی هایی که خادم امامزاده به او تحمیل می کند متوجه یکی از زنان زائر به نام آسیه می شود. عیسی تمام تلاش خود را برای جبران محبتهای او می کند تا اینکه ....

اپیزود سوم: زائران

در یک کلبه در جاده ای که منتهی به امامزاده سید آقا می شود پیر مرد و پیر زنی از زائران پذیرایی می کنند . پیر مرد ( موسی ) با شنیدن صدای هاتفی چشم انتظار است . تا اینکه در شبی سرد زن و مرد جوانی به کلبه آنها پناه می آورند و ... .